به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






سؤال و جوابى براى امروز!

با يك دنيا عشق به او سلام كرد، «همه هستى ام فداى شما!؛ سؤالى دارم به وسعت تاريخ، سؤالى كه دغدغه تمام زنان بوده، هست و خواهد بود»؛ قبل از اينكه بپرسد دوست داشت ايمانش را ثابت كند و نشان دهد كه هر پاسخى بگيرد به جان و دل خواهد پذيرفت،«خدا شما را براى تبيين حقايق هستى فرستاده و قلب ما لبريز از اعتقاد به شما و خداى شماست»؛

سؤالش چند جمله اى بيش نبود، اما، هم سوال بود، و هم اذعان به اينكه وظيفه اش را ميداند؛ سوالى كه نه براى اعتراض بلكه براى رسيدن به سعادت، براى اينكه رسالتش را در زندگى اجتماعى بداند. «ما زنها از نظر فعاليتهاى اجتماعى محدوديم و بايد در خانه بمانيم، در حاليكه بايد در رفع نياز جنسى مردان و براى فرزندآورى و تربيتشان آماده باشيم؛ اما مردان در تمام فعاليتهاى اجتماعى حضور دارند، در نماز جمعه و جماعت شركت ميكنند، حج بعد از حج مي روند و از همه بالاتر در جهاد شركت ميكنند؛ اى رسول خدا آيا راهى هست تا ما در اجر آنها شريك باشيم و به اجرى معادل اجر آنها برسيم؟»

رسول خدا از سوال او مسرور شدند و چهره مباركشان را تماماً به سوى أصحابى كه از ژرف انديشى و كمال خواهى آن زن درشگفت بودند، برگرداندند و گفتند: «آيا شما تا به حال شنيده‌ايد گفتارى از زنى كه در أمر دينش، و در مسأله‌اى از مسائل مذهبش، پاكيزه‌تر و منطقى‌تر و نيكوتر از گفتار اين زن باشد»!؟ آنگاه رو به او كرده فرمودند: «اينك برو و به تمام زنانى كه در انتظار پاسخ به سر ميبرند خبر بده كه: بهتر شوهردارى كردن شما، و دنبال رضا و طلب خواسته‌هاى شوهر بودن، و در امور، متابعت و موافقت او را نمودن، ثوابى به شما مى‌دهد كه معادل با تمام أجرهائى است كه خداوند براى مردان قرار داده است.»

أسماء كه دانست راه براى بندگى و قرب به پروردگارش باز است و حتى همچون مردان مجاهد ميتواند بسوي كمال الهى خويش گام بردارد؛ نميدانست مسرت و خوشحاليش را چگونه ابراز كند، در حاليكه باز ميگشت مرتبا فرياد ميزد: لا اله الا الله،لا اله الا الله، الله اكبر، الله اكبر ...    

بركرفته از كتاب شريف رساله بديعه (حضرت علامه آيت الله حسينى طهرانى)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

يك لحظه بجاى هم

سرت چرخ ميزنه وقتي آمارها رو ميبينى! اگه يكم دقيق باشى و دنبالش بگيرى تازه ميفهمي چه مسؤوليتي به دوش ماست! ميفهمى يا بايد بى قرار باشى همونطور كه سعدى كفت:" چو عضوى بدرد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار"

يا بزنى به در بى خيالى و بگذرى كه اين هم به اين راحتى ها نميشه، ميدونى اصولا آدم بودن و لقب بنى آدم بدوش كشيدن كار سختيه برا همينه كه بعضيا دنبال حلقه گم شده داروين ميگردن تا بگن باباجان ما اورانگوتانيم فقط فرقمون اينه كه فاستونى ميپوشيم. اما همون بيچاره ها هم ميدونن راحت نميشن، آخه خيلي سخته كسي بتونه نداي وجدانش خاموش كنه!

مقدمه بسه! مركز آمار اعلام كرده جمعيت دختراى دم بخت سه برابر پسراست!!! يعنى اگه سه ميليون دختر دم بخت باشن فقط يك ميليون ميتونن ازدواج كنن!؟ اينجاست كه آدم دردش ميگيره، به نظر شما اون دو ميليون دختر ديگه بايد چكار كنن؟؟؟

كاش اون يه ميليون خودشون جاى اين دو ميليون ميديدن! كاش پسراى ما كه حالا مرد شدن واقعا مرد بشن! كاش اون دخترايى كه تو خونه موندن با احتمال 30درصدى ازدواج با يك پسر عمرشون هدر نميدادن!



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ازدواج موقت در نگاه دانشمندان غربى (3)

«لیندلسی» که سالیانی دراز رئیس محکمه رسیدگی به جرائم جوانان در آمریکا و از حقوق دانان آن کشور است، نوع جدیدی از زناشویی را پیشنهاد کرد. او ابتدا به این حقیقت اشاره می کند که آن چه که مانع زناشویی جوانان می گردد، مشکلات مادی می باشد، سپس می گوید: جوانان باید امکان اقدام به نوع دیگری از ازدواج را داشته باشند که سه خصیصه متمایز، آن را از زناشویی معمولی ممتاز می کند.
اولاً اینکه در بدو امر، قصد بچه دار شدن در بین نباشد.
ثانیاً مادامی که بچه ای به دنیا نیامده و زن باردار نیست، زن و شوهر بتوانند با توافق هم به سهولت متارکه کنند.
ثالثاً در صورت جدایی، نفقه ای به زن تعلق نگیرد.

 

منبع:  كتاب زناشویی و اخلاق (برتراندراسل)



منبع این نوشته
برچسب ها : زناشویی , جوانان ,
اشتراک گذاری مطلب

ازدواج موقت در نگاه دانشمندان غربى (2)

«ویلموانلون» استاد دانشگاه آمریکا و از نمایندگان اسبق پارلمان که مطالعاتی هم در روانکاوی و امور جنسی و مسائل اجتماعی دارد، طرح ازدواجی به صورت پیشنهاد بدین شرح به پارلمان آمریکا ارائه كرده:
«تجربه و قوانین علمی و روانی ثابت کرده است که مردان و زنان پس از مدتی که از عمر زناشویی آنها طی می شود، دیگر برای یکدیگر تازگی و لذت جنسی و نشاط آوری ندارند، از این رو ممکن است که به انحرافات جنسی متمایل شوند، چنانکه آمار نشان می دهد که تا 65/3 مردان زن دار با زنان دیگر آمیزش و ارتباط برقرار کرده اند و همچنین زنان.
برای خاتمه دادن به این انحرافات و سبک کردن بارهای زناشویی، دولت باید زناشویی موقت را نیز که طرفین تحت شرایطی به میل یکدیگر انتخاب و تا هر مدت که مایل بودند آن را امضاء کنند، به مرحله اجرا بگذارد.»

تذكر: بيان اين مطالب بمعناى تام و تمام بودنشون نيست بلكه صرفا جهت اشاره به اين موضوعه كه ازواج موقت يه كار عجيب و غريب نيست بلكه مطابق با نيازهاى انسان طراحى شده، و نياز به گفتن نداره كه بهترين سازوكار توسط اسلام ارائه شده.

 

منبع: rasekhoon.net

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اهميت ازدواج در قوم و آئين يهود

ازدواج و تشکیل خانواده یک فریضه‌ی دینی به شمار می‌آید. در نخستین فرمان از 613 فرمان تورات مقدس، خداوند به آدم «ابوالبشر» فرمان داد كه صاحب اولاد شود تا آن‌ها نام خدا را ذکر کنند. دانشمندان یهود به امر ازدواج اهمیت بسیار می‌دهند و درباره‌ی اجرای آن، تأکید فراوان می‌کنند. در تلمود آمده است: «هر کس زن ندارد از شادمانی و برکت و نیکی محروم است.» در کتاب پیدایش فصل 2 آیه‌‌ی 18 می‌فرماید: «خداوند فرمود خوب نیست که آدم تنها باشد، پس برایش یاری در مقابل او درست کنم». در آیه‌ی 25 هم می‌فرماید: «از این سبب مرد، پدر و مادر خود را ترک کرده به زن خویش می‌پیوندد و یک تن حساب می‌شوند.» بنابراین دانشمندان یهود گفته‌اند هر کس زن ندارد، یک آدم کامل به تمام معنی نیست.

ازدواج یک امر مهم و اساسی است چنان که در میشنا مگیلا آمده است: «انسان مجاز است یک سِفر تورات بفروشد و با پول آن هزینه‌ی ازدواج خود را فراهم سازد، همان طوری که انسان مجاز است برای تحصیل تورات (علم و دانش) نیز به فروش تورات مبادرت کند». مقام و مرتبه‌ی فریضه‌ی زناشویی، بسیار عالی است. اصطلاح معمول برای عقد، کلمه‌ی «قیدوشین» است که معنی آن، تقدیس می‌باشد. با ازدواج، زن و مرد برای یک‌دیگر تقدیس می‌شوند تا مقدس‌ترین هدف زندگی را دنبال کنند. کلمه‌ی قیدوش دلالت بر آن دارد که زن و مرد موظفند دقیق‌ترین نکات عفاف را در زندگی زناشویی رعایت کنند. 

منبع: تارنماى انجمن كليميان تهران



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اهميت ازدواج در دين مبين اسلام

بيشك هيچ شالوده ‏اى، مقدس‏تر از بناى رفيع ازدواج نيست‏؛ رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزويج»؛ «هيچ بنايى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است»: (وسائل الشيعه، ج 14، ص‏3). دين اسلام بسيار بر آن تأكيد دارد و براى آن آثار و فوايد مهمى ياد كرده است.
در قرآن مجيد سه آيه در اهميت اصل ازدواج آمده و همگان را به آن تشويق و دعوت كرده است:
1. «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ»؛ نور(24)، آيه 32. ؛ «مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح را، اگر فقير و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است».
2. «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»؛روم (30)، آيه 21. ؛ «و از نشانه‏ هاى او اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتاتان مودت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكر ميكنند».
3. «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا»؛نساء(4)، آيه 3. ؛ «و اگر ميترسيد كه [به هنگام ازدواج با دختران يتيم ]عدالت را رعايت نكنيد [از ازدواج با آنان چشم پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج كنيد دو يا سه يا چهار همسر و اگر ميترسيد عدالت اقتصادى را [در باره همسران متعدد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد و يا از زنانى كه مالك آنهاييد، بهره مند شويد. اين كار از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى ميكند».
علاوه بر آيات، روايات بسيارى نيز در اين زمينه وجود دارد؛ چنان كه از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نقل شده است: «هر كس ازدواج كند، به درستى كه از نصف دينش پاسدارى كرده است».«من تزوج فقد احرز نصف دينه». (وسائل الشيعه، ج 14، ص 5).
از اين رو فقها ازدواج را از مستحبّات مؤكد بر شمرده‏ اند و آن را براى كسى كه به سبب نگرفتن همسر به گناه بيفتد، واجب دانسته ‏اند.
در اسلام و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله ترك ازدواج و رهبانيت تبليغ نشده است، بلكه بين رهبانيت و هرج و مرج نسبى راه صحيح و متعادل كه ازدواج و كاميابى شرعى و كنترل شده جنسى است پذيرفته شده است. و اگر شخصى براى او امكانات ازدواج فراهم باشد با اين همه ازدواج نكند. سنتى از سنت‏هاى پيامبر صلى الله عليه و آله را ترك نموده است.

اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تاكيد دارد كه انسان در شگفتى فرو ميرود . علامه محمد تقى جعفرى فرموده اند: «برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايى، به من نوشت: چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع كرده است؟ در جواب نوشتم: مساله انسان است . با ازدواج ميخواهد انسان به وجود آيد» 

منبع: http://www.quran.porsemani.ir



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

يك لحظه بجاى هم

سرت چرخ ميزنه وقتي آمارها رو ميبينى! اگه يكم دقيق باشى و دنبالش بگيرى تازه ميفهمي چه مسؤوليتي به دوش ماست! ميفهمى يا بايد بى قرار باشى همونطور كه سعدى كفت:" چو عضوى بدرد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار"

يا بزنى به در بى خيالى و بگذرى كه اين هم به اين راحتى ها نميشه، ميدونى اصولا آدم بودن و لقب بنى آدم بدوش كشيدن كار سختيه برا همينه كه بعضيا دنبال حلقه گم شده داروين ميگردن تا بگن باباجان ما اورانگوتانيم فقط فرقمون اينه كه فاستونى ميپوشيم. اما همون بيچاره ها هم ميدونن راحت نميشن، آخه خيلي سخته كسي بتونه نداي وجدانش خاموش كنه!

مقدمه بسه! مركز آمار اعلام كرده جمعيت دختراى دم بخت سه برابر پسراست!!! يعنى اگه سه ميليون دختر دم بخت باشن فقط يك ميليون ميتونن ازدواج كنن!؟ اينجاست كه آدم دردش ميگيره، به نظر شما اون دو ميليون دختر ديگه بايد چكار كنن؟؟؟

كاش اون يه ميليون خودشون جاى اين دو ميليون ميديدن! كاش پسراى ما كه حالا مرد شدن واقعا مرد بشن! كاش اون دخترايى كه تو خونه موندن با احتمال 30درصدى ازدواج با يك پسر عمرشون هدر نميدادن!



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

چند همسری در منظر انديشمندان (2)

رابرت کینزی،محقق معروف امریکایی در گزارشش که به کینزی راپورت مشهور شده،نوشته است: «زن بر خلاف مرد از تنوع جویی در عشق و لذت بیزار است.به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر در نمی آورد.ولی مرد تنوع جویی را نوعی ماجراجویی تلقی می کند،آسان از راه بدر می رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی.تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد فقط تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است.روزی پزشک مشهوری به من گفت:«پولیگام »بودن مرد(تنوع دوستی و تعدد خواهی) و«منو گام »بودن زن(انحصار خواهی و یکه شناسی)یک امر بدیهی است،زیرا در مرد میلیونها سلول «اسپرم »تولید می شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمی کند.»

 

منبع: www.hawzah.net



منبع این نوشته
برچسب ها : تنوع , تنوع جویی ,
اشتراک گذاری مطلب

ازدواج نه آغاز است نه پايان!

هر كدوم از ما در دوران زندگيمون با پديده هاى مختلفى روبرو ميشيم كه بعضياشون مدت زيادى با ما هستن اما خيلياشون عمر كوتاهى دارن؛بعضياشون خيلى به ما نزديك ميشن و بعضى نه؛ نكته مهم اينه كه ما با اين اتفاقات چطورى تعامل كنيم و از ظرفيتها و قابليتهاشون بهره ببريم.

ازدواج هم يكى از اين اتفاقاتِ؛ اگر چه خيلى نزديكه اما معلوم نيست عمرش چقدره! حالا بايد ببينيم چطور ميتونيم از قابليتهاش براى رشد و كمالون استفاده كنيم؛ اگه با بدترين آدمهاى طول تاريخ هم ازدواج كنيم، بازم ميتونه سكوى پرواز ما باشه؛ بشرط اينكه اسير توهمات نباشيم و توقعمون باندازه قابليتهاش باشه و البته غر هم نزنيم؛ مثل جناب آسيه كه با فرعون ازدواج كرد اما عاشق خدا شد.

ميگن يه روزى حضرت عيسى و حواريونشون از كنار جنازه سگى رد ميشدن همه گفتن چه بوى بدى چه منظره زشتى و از اين حرفا، اما حضرت عيسى گفتن چه دندوناى سفيدى!

ما هم اگه بخوايم ميتونيم زيبا بين باشيم اما اگه بخوايم.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

آرامش جنسى؟!

 خيلى وقتا نگاهمون به خيلى چيزها اونطور كه بايد نيست، شايدم بخاطر اينه كه نخواستيم يه كم فكر كنيم يا ندونستيم انديشيدن چارچوب ميخواد؛ آخه اگه امروز باد از شمال اومد هورا كشيديم فردا از غرب اومد، پس فردا از يه جهت ديگه و باز هم هورا كشيديم يعنى سردرگميم يعنى هنوز به هيچ شناختى نرسيديم.

اين درسته كه ازدواج فقط براى آروم شدن غريزه جنسى نيست اما بالاخره اين اتفاق با ازدواج مى افته ديگه؛ پس اگه راهش منحصر در اين باشه بايد بتونه بطور كامل رفع نياز كنه، همه ميدونن اوج نياز خانوم ها به ارتباط جنسى در هر ماه فقط چند روزه اما اين مردان كه ساعت به ساعت قابليت به اوج رسيدن رو دارن و خوب طبيعتاً با شرايط امروز جامعه معمولاً اين قابليت آقايون به فعليت ميرسه به كمك تلويزيون ، شبكه هاى اجتماعى ، مانكناى زنده تو خيابونا و... . حالا اگه به شما بگن يه راه حل بديد كه اين موجود زنده با اين غريزه اى كه روى اعصابش ميره چكار بكنه تا آروم شه جوابتون چيه؟ لطفاً منصف باشيم! تو اين زمانه اى كه دنبال احقاق حقوق حيوانات و نباتات و ... هستيم كه بايد باشيم، تو اين زمانه اى كه خيلى از انديشمندا موندن براى سر و سامون دادن به زندگى آدما چه طرحى بريزن، ما هم فكر كنيم ببينيم برا اين موضوع جزئى با آثار بزرگ چكار ميشه كرد؟

(من كه ترجيح ميدم نقطه شروع فكر كردنم رو ببرم خيلى قبل تر از اينا!(آخه گفتيم كه چارچوب مى خوايم يا به قول فرنگيا پارادايم)

و حالا جواب رو از كسى ميگيرم كه كاتالوگ انسان تو دستشِ و اون جواب اينه: فقط و فقط ازدواج، كه بسته به شرايط مختلف چند مدل داره: اول ازدواج دائم تك همسرى؛ دوم اگه آرامش پيدا نشد ىر ىرجه اول ازدواج دائم چند همسرى و در درجه دوم ازدواج زماندار).



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

هدف ازدواج

بعضى از نيازهاى ما آدما واقعيين و محصول نوع خلقتمون، اما بعضياشون در گذر زندگي ايجاد شدن و فطرى و واقعي نيستن و اگه نباشن اتفاق عمده اى نمى افته يعنى باعث تغييرات بنيادين در حيات انسان نميشه مثلا اگه امروز برق نباشه، بعضى كارا به هم ميريزه ولى خيلى سريع برميگرديم به عصر نبود برق و خودمون رو با اون شرايط تطبيق ميديم؛

يكي از نيازهاى ما كه واقعىِ و به نوع خلقتمون برميگرده نياز به ارضاء غريزه جنسىِ و از اونجا كه اين قوا رو خداوند بدون غرض در وجود ما قرار نداده بايد ديد هدف از ايجادش چى بوده؟

قواى جنسى محصول وجود دستگاه تناسلىِ كه تأثيرش در تغييرات هرمونى بدن ماست، پس جواب برميگرده به وجود اين دستگاه و خيلى واضحه اين ابزار براى توليد مثل به انسان داه شده كه البته مثل بقيه ابزارهايى كه در اختيار انسانِ بكار بردنش ميتونه همراه با لذت باشه، مثل خوردن غذا كه هدف تجديد قواست اما لذتبخشِ، يا فكر كردن و رسيدن به حل مسائل كه وقتى يه مسأله، حسابى كلافمون كرده و بعد جوابش رو پيدا ميكنيم ميخوايم پرواز كنيم و احساس خيلى خوبى داريم.(اساسا زندگى بر مدار لذتِ حداكثرى ميگرده و اين لذت كجا بدست مياد ان شاءالله بعدا بهش اشاره ميكنيم!)

الغرض: اگه فعاليت جنسى انجام شد و بدون دليل منجر به توليد بچه نشد مثل لقمه اىِ كه طعمش رو چشيدى ولى نبلعيديش يا فكر كردنىِ كه به نتيجه رسيدى ولى عملياتيش نكردى و تأثير خارجى نداشته چون هدف اصلى و نهايى ازدواج كه خواستگاه بروز قواى جنسىِ توليد مثلِ.

با اين توضيحات معلوم ميشه كه ازدواج موقت(زماندار) در حالت عادى و براى كسى كه قادر به ازدواج دائمه (چه زن و چه مرد) مطلوب نيست و بايد همه بفكر ازدواج دائم باشن ميخواد بصورت تك همسرى باشه يا چندهمسرى.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ملاك عاشقى

عاشق هم بودن؛ حتى بعد از اينكه خدا بهشون چند تا بچه داده بود و حال و هواى زندگيشون فرق كرده بود، انگار عشقشون به هم بيشتر شده بود؛ اينقدر كه راضى بودن جونشون رو برا هم بِدن؛ - چيزى كه اين روزا بيشتر تو فيلم و سريالا پيدا ميشه؛ - حتى يه روز با اينكه ميدونست پشتِ در منتظرِ شوهرشن و براش نقشه كشيدن با همه حيا و وقارى كه داشت قبل از همه خودش رو رسوند جلوىِ در؛ «از جون ما چى ميخواين! شما كه هركار ميخواستين كردين، بريد و ما رو تنها بذارين!» اينها رو گفت اما درى رو كه شايد مقدارى باز كرده بود، تو اون دود و دم سوختن هيزمها چنان با لگد كوبيدن كه ... .

داشتم ميگفتم، عاشق هم بودن و برا هم جون ميدادن اما وقتى پرسيدن خانومت چطور خانوميه؛ فقط يه جمله گفت: بهترين ياور در راه اطاعت خدا. آخه خودشون به ما ياد دادن عشق ورزى و انزجار هر دو بايد رنگ خدايى داشته باشه. 

خوب! حالا ببينيم حال و نگاه ما چطوره؟ به نظر ميرسه خيلى از ملاك ها و اهداف عوض شدن. انسانى كه بايد دنبال كمال الهى خودش باشه و به حداكثر كمالى كه تصور ميشه برسه، سرگرم و سردرگمِ نقش و نگارهاى زودگذر دنيا شده!؟



منبع این نوشته
برچسب ها : كرده بود، ,
اشتراک گذاری مطلب

مثل هم نيستيم!

تا حالا فكر كردى مورچه و سوسك و ملخ و عقرب ، پلنگتون و مرجان وماهى و كوسه ، داركوب و گنجشك و كلاغ و عقاب ، بز و اسب و گربه و شير وحتى همين خودت، يعنى انسان، چطور بوجود اومدى؟ تا حالا فكر كردى اين احساساتت و اين منِ تو كه گاهى گرفته است و گاهى شاد و مبتهجِ، و ربطى هم به بدنت نداره چرا هست؟ 

يكى بود، يكى نبود!

يك زنجيره كه از 10تا عدد تشكيل شده در نظر بگير؛ مثلا

0 1 2 3 4 5 6 7 8 9

همين زنجيره رو اينطورى هم ميشه چيد:

9 8 7 6 5 4 3 2 1 0 

اما اين يك زنجيره جديده. تعداد حالتهايى كه اين زنجيره رو ميشه چيد 10 فاكتوريله يعنى 3628800 زنجيره؛

خوب به نظرت چند ده هزار ميليون ميليارد خصوصيت در موجودات مختلف هست؟

با كنار هم چيدن هر چندتاشون، يكى از اين موجودات بوجود اومده؛ يعنى خالق بى همتاى ما هرجا قابليتى بوده و تمنايى براى وجود يافتن، بهش وجود داده. برا همين هيچ كدوم از ما مثل هم نيستيم چون زنجيره ما متفاوتِ و من فقط خودمم. البته تا يك جاهايى كه مثلا هممون انسانيم مثل هميم اما بعد كه شديم زن و مرد يه تفاوتهايى ايجاد شده و همينطور بين خانومها و بين آقايون.

همين تفاوتهان كه اقتضاءات مختلف دارن و هر كدوم قوانين خاص خودش رو براى تعاملات مى خواد كه البته وقتى تفاوتها واقعى باشن قوانين اختصاصيشون هم واقعىِ، نه من درآوُردى و اعتبارى، و مسلم و واضحِ كه هيچ كس غير از خالق تفاوتها نميتونه قوانين واقعى رو بيان كنه. پس  برا زندگى واقعى، نه تو خمارى و منگى بايد بريم دنبال قوانين واقعى. 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

آرامش جنسى؟!

 خيلى وقتا نگاهمون به خيلى چيزها اونطور كه بايد نيست، شايدم بخاطر اينه كه نخواستيم يه كم فكر كنيم يا ندونستيم انديشيدن چارچوب ميخواد؛ آخه اگه امروز باد از شمال اومد هورا كشيديم فردا از غرب اومد، پس فردا از يه جهت ديگه و باز هم هورا كشيديم يعنى سردرگميم يعنى هنوز به هيچ شناختى نرسيديم.

اين درسته كه ازدواج فقط براى آروم شدن غريزه جنسى نيست اما بالاخره اين اتفاق با ازدواج مى افته ديگه؛ پس اگه راهش منحصر در اين باشه بايد بتونه بطور كامل رفع نياز كنه، همه ميدونن اوج نياز خانوم ها به ارتباط جنسى در هر ماه فقط چند روزه اما اين مردان كه ساعت به ساعت قابليت به اوج رسيدن رو دارن و خوب طبيعتاً با شرايط امروز جامعه معمولاً اين قابليت آقايون به فعليت ميرسه به كمك تلويزيون ، شبكه هاى اجتماعى ، مانكناى زنده تو خيابونا و... . حالا اگه به شما بگن يه راه حل بديد كه اين موجود زنده با اين غريزه اى كه روى اعصابش ميره چكار بكنه تا آروم شه جوابتون چيه؟ لطفاً منصف باشيم! تو اين زمانه اى كه دنبال احقاق حقوق حيوانات و نباتات و ... هستيم كه بايد باشيم، تو اين زمانه اى كه خيلى از انديشمندا موندن براى سر و سامون دادن به زندگى آدما چه طرحى بريزن، ما هم فكر كنيم ببينيم برا اين موضوع جزئى با آثار بزرگ چكار ميشه كرد؟

(من كه ترجيح ميدم نقطه شروع فكر كردنم رو ببرم خيلى قبل تر از اينا!(آخه گفتيم كه چارچوب مى خوايم يا به قول فرنگيا پارادايم)

و حالا جواب رو از كسى ميگيرم كه كاتالوگ انسان تو دستشِ و اون جواب اينه: فقط و فقط ازدواج، كه بسته به شرايط مختلف چند مدل داره: اول ازدواج دائم تك همسرى؛ دوم اگه آرامش پيدا نشد ىر ىرجه اول ازدواج دائم چند همسرى و در درجه دوم ازدواج زماندار).



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

چند همسری در منظر انديشمندان (1)

نظر ویل دورانت در كتاب لذات فلسفه صفحه 91 در مورد چند همسری؛

بعد از بيان آشفتگیهای جنسی، مى نويسه:

«بی شک بسیاری از آن،نتیجه علاقه «اصلاح ناپذیری »است که به تنوع داریم و طبیعت به یک زن بسنده نمی کند.»

همچنين در ادامه گفته :

«مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد »

اگه واقعا اينطور باشه، كه هست، بحث تساوى حقوق و تساوى جنسيتى صحيحه؟!



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

به بهانه سالروز ازدواج پيام آور عشق

شامى بود، و خديجه، در اتاق رو سوى حياط بزرگ سرايش، در پسِ پنجره نشسته بود. نيمه شبى بود يا ابتداى شبى، نيك بر وى آشكار نبود. او اما، تنها، آسمان را مي نگريست و به سرنوشت و تنهايى خويش انديشه مى كرد.

ناگاه در آسمان تيره و شب زده شهر، نقطه اى روشن در جانب افق پديدار گشت. آن نقطه، نرم نرم پيش آمد و به زمين نزديك شدن گرفت. در اين حال، نور آن هر دم فزونى مى گرفت؛ تا صورت خورشيدى تابان يافت.

خديجه، مبهوتِ آن بردميدن ناهنگام و خيره نور آن خورشيد بود كه ناگاه ماجرايى غريبتر رخ نمود: آن خورشيد، بر فراز سراى او ايستاد. سپس، آرام و نرم، به حياط سرا اندر فرو آمد، و جمله سرا، با نور آن، گرم و روشن شد.

در اين هنگام، خديجه از خواب برجست.



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

مثل هم نيستيم!

تا حالا فكر كردى مورچه و سوسك و ملخ و عقرب ، پلنگتون و مرجان وماهى و كوسه ، داركوب و گنجشك و كلاغ و عقاب ، بز و اسب و گربه و شير وحتى همين خودت، يعنى انسان، چطور بوجود اومدى؟ تا حالا فكر كردى اين احساساتت و اين منِ تو كه گاهى گرفته است و گاهى شاد و مبتهجِ، و ربطى هم به بدنت نداره چرا هست؟ 

يكى بود، يكى نبود!

يك زنجيره كه از 10تا شكل تشكيل شده در نظر بگير؛ مثلا

0 1 2 3 4 5 6 7 8 9

همين زنجيره رو اينطورى هم ميشه چيد:

9 8 7 6 5 4 3 2 1 0 

اما اين يك زنجيره جديده. تعداد حالتهايى كه اين زنجيره رو ميشه چيد 10 فاكتوريله يعنى 3628800 زنجيره؛

خوب به نظرت چند ده هزار ميليون ميليارد خصوصيت در موجودات مختلف هست؟

با كنار هم چيدن هر چندتاشون، يكى از اين موجودات بوجود اومده؛ يعنى خالق بى همتاى ما هرجا قابليتى بوده و تمنايى براى وجود يافتن، بهش وجود داده. برا همين هيچ كدوم از ما مثل هم نيستيم چون زنجيره ما متفاوتِ و من فقط خودمم. البته تا يك جاهايى كه مثلا هممون انسانيم مثل هميم اما بعد كه شديم زن و مرد يه تفاوتهايى ايجاد شده و همينطور بين خانومها و بين آقايون.

همين تفاوتهان كه اقتضاءات مختلف دارن و هر كدوم قوانين خاص خودش رو براى تعاملات مى خواد كه البته وقتى تفاوتها واقعى باشن قوانين اختصاصيشون هم واقعىِ، نه من درآوُردى و اعتبارى، و مسلم و واضحِ كه هيچ كس غير از خالق تفاوتها نميتونه قوانين واقعى رو بيان كنه. پس  برا زندگى واقعى، نه تو خمارى و منگى بايد بريم دنبال قوانين واقعى. 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

هر چيزى حساب و كتاب داره

با خودم ميگم چقد خنده دار ميشد اگه آب بجاى اينكه از بالا به پائين مى اومد از پائين به بالا ميرفت، اونوقت لابد ماها بايد تشت رو وارونه ميگرفتيم كه توش آب بمونه يا ليوان رو بالاى پارچ ميگرفتيم تا توش آب بريزيم، تازه وقتي درِ بطرى نوشيدنى رو باز ميكرديم بايد مواظب مى بوديم تو چشممون نپره. واقعا كه هر چيزى تو اين عالم حساب و كتاب داره، اونى كه همه عالم رو آفريده و قبل از نيوتن قانون جاذبه رو ميدونست و ميدونست كه بايد آب از بالا به پائين بره همون خداى بى همتا زن و مرد رو هم آفريد و ميدونست كه هر كدوم برا اينكه به كمال برسن و استعداداشون شكوفا بشه نياز به چه خصوصياتى دارن، حالا فرض كنيد جاى زن و مرد عوض ميشد؛ ارتشيا همه زن مي بودن!، كارگراى ساختمانى، اين پاك بانهاى عزيز كه نيمه هاى شب تو خيابونا مشغول خدمتن همه زن مي بودن (البته اگه اينطوري بود ديگه نه شبا نه روزا خيابونا خلوت نميشد تا بشه تميزشون كرد آخه اون موقع حق حجاب برا آقايون بود نه خانوما، حالا فكرش رو بكن آقايون با حجاب كامل نصف شبام ميان ديدزدن خانوما!!!  )، خلاصه اگه جاها عوض ميشد، به نظرتون با لطافت و ظرافت روحى و جسمى خانوما سازگار بود؟ تازه بعد از دوران باردارى و زايمان به نظرتون بچه ها اگه ميخواستن تو خونه پيش پدراشون بمونن چند سال نسل حضرت آدم ادامه داشت اونم با صبر و تحمل كم آقايون و خشكى و ضمختى رفتارشون؟

تازه با روحياتى كه خانوما دارن اگه همين فردا همه زن و مردا جاشون عوض كنن بعد يه مدتى دوباره صداها بلند ميشه كه تساوى حقوق مي خوايم، ما هم حق داريم تو خونه با بچه هامون باشيم و از مشكلات و سختي هاى كار بيرون راحت بشيم و ازين حرفا؛ امان از دست اين بشر دوپا! بجاى اينكه دنبال استفاده از لحظات زندگيش باشه اونم متناسب با داشته ها و توانائياش همش در حال غر زدنه و آخرشم با اين اوضاع هيچ وقت راضى نميشه!



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اهميت ازدواج در دين مبين اسلام

بيشك هيچ شالوده ‏اى، مقدس‏تر از بناى رفيع ازدواج نيست‏؛ رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزويج»؛ «هيچ بنايى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است»: (وسائل الشيعه، ج 14، ص‏3). دين اسلام بسيار بر آن تأكيد دارد و براى آن آثار و فوايد مهمى ياد كرده است.
در قرآن مجيد سه آيه در اهميت اصل ازدواج آمده و همگان را به آن تشويق و دعوت كرده است:
1. «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ»؛ نور(24)، آيه 32. ؛ «مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح را، اگر فقير و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است».
2. «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»؛روم (30)، آيه 21. ؛ «و از نشانه‏ هاى او اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتاتان مودت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكر ميكنند».
3. «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا»؛نساء(4)، آيه 3. ؛ «و اگر ميترسيد كه [به هنگام ازدواج با دختران يتيم ]عدالت را رعايت نكنيد [از ازدواج با آنان چشم پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج كنيد دو يا سه يا چهار همسر و اگر ميترسيد عدالت اقتصادى را [در باره همسران متعدد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد و يا از زنانى كه مالك آنهاييد، بهره مند شويد. اين كار از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى ميكند».
علاوه بر آيات، روايات بسيارى نيز در اين زمينه وجود دارد؛ چنان كه از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نقل شده است: «هر كس ازدواج كند، به درستى كه از نصف دينش پاسدارى كرده است».«من تزوج فقد احرز نصف دينه». (وسائل الشيعه، ج 14، ص 5).
از اين رو فقها ازدواج را از مستحبّات مؤكد بر شمرده‏ اند و آن را براى كسى كه به سبب نگرفتن همسر به گناه بيفتد، واجب دانسته ‏اند.
در اسلام و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله ترك ازدواج و رهبانيت تبليغ نشده است، بلكه بين رهبانيت و هرج و مرج نسبى راه صحيح و متعادل كه ازدواج و كاميابى شرعى و كنترل شده جنسى است پذيرفته شده است. و اگر شخصى براى او امكانات ازدواج فراهم باشد با اين همه ازدواج نكند. سنتى از سنت‏هاى پيامبر صلى الله عليه و آله را ترك نموده است.

اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تاكيد دارد كه انسان در شگفتى فرو ميرود . علامه محمد تقى جعفرى فرموده اند: «برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايى، به من نوشت: چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع كرده است؟ در جواب نوشتم: مساله انسان است . با ازدواج ميخواهد انسان به وجود آيد» 

منبع: http://www.quran.porsemani.ir



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ازدواج موقت در نگاه دانشمندان غربى (1)

ارائه طرح ازدواج موقت توسط «برتراندراسل» فیلسوف و دانشمند انگلیسی در کتاب «امیدهای نو در دنیای متغیر»:
«در عصر حاضر سن ازدواج بدون اختیار به تأخیر می افتد. صد تا دویست سال قبل، تحصیلات دانشجو در هر رشته ای که بود تا 18 سالگی تمام می شد و در این سنّ، از ازدواج برخوردار می گردید، ولی یک دانشجو در عصر حاضر به زحمت می تواند در سنّ 28 سالگی ادعای تخصص در رشته ای را بنماید. بعد از 29 سالگی تازه باید در صدد تهیه شغل برای امرار معاش خود برآید و به زحمت در سن 30 سالگی شاید بتواند ازدواج کند. در نتیجه از سنّ بلوغ تا 30 سالگی، در این 14 سال که سنین بحران و جوانی و نموّ غریزه جنسی، رغبت سرشار به جنس مخالف و سختی و صعوبت مقاومت در برابر تمایلات غریزی است، فترتی حاصل می گردد که در این فترت، جوانان به بهانه تحصیل علم و کسب دانش از بهترین لذایذ عمر محروم می گردند. این زیان را دانش آموزی عصر جدید به آنها وارد آورده و می آورد. در صورتی که در سابق دانشجویان از این زیان در امان بودند. برای جبران این ضرورت و رفع این نقصان چه باید کرد؟ یا باید جوانان را از تحصیل محروم کنیم و یا اینکه به آنها اجازه دهیم که قوای غریزی خود را در مراکز فحشاء مصرف نمایند، که این امر هم مستلزم بروز امراض مقاربتی و شیوع سوزاک و سفلیس و شانکر و عقیمی جوانان خواهد بود و یا اینکه باید در اوایل بلوغ، به جوانان اجازه ازدواج دائم دهیم. این هم با علم به اینکه جوانان، شغلی ندارند و بی پول هستند غیرممکن می باشد. فقط در اینجا یک فرض ممکن است و آن فرض این است که قوانین مدنی برای بخش حساس از عمر، یک نوع ازدواج موقتی را برای دختران و پسران در نظر بگیرد که هم دارای مشکلات ناراحت کننده ازدواج دائم و به دوش کشیدن بار زندگی نباشد و هم دختران و پسران جوان، در پرتو آن، از مفاسد گوناگون و روابط نامشروع جنسی محفوظ بمانند».
راسل اين ازدواج را «شیلدلس ماریاک» ناميده یعنی ازدواج بدون اولاد.
نتيجه اينكه: بشر امروز اگر چه اعتراف نكند اما بى شك نيازمند آموزه هاى مبتنى بر وحىِ اسلام عزيز است.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

عاشق خواب ندارد!

عبدالواحد رازى گويد كه: سالى با جمعى به سفر دريا رفتيم. چون به ميان دريا رسيديم، باد كشتى ما را به جزيره اى انداخت. در آنجا غلام سياهى را ديدم نشسته، ميمونى را قبله خود ساخته و معبود را ضايع گذاشته. گفتم: اى غلام! ميمون را خدايى نشايد. گفت: پس خدا كيست؟ گفتم: الذى فى السماء ءاياتُه و فى البرِّ مُلكُه و فى البحر سَبيلُه لا يَعزُبُ عن علمِه مثقال ذرَّةٍ. يعنى: «خدا كسى است كه مملكت او آسمان و زمين را فرو گرفته و علم او به همه چيز احاطه كرده. »

گفت: آخر، اين خدا را نامى نيست؟

گفتم: هو الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر. من اين ميگفتم و غلامك مى گريست.

آنگاه اسلام آورد و با ما داخل كشتى شد و در همه روز مشغول عبادت بود. چون شب درآمد هريك از ما بعد از أداى واجب، روى به خوابگاه خود نهاد. غلام به نظر تعجب بر ما نگاه كرد و گفت: اى قوم! خداى شما مى خوابد؟ گفتم: حاشا! لا تأخذه سنة و لا نوم. گفت: بئس العبد أنتم. يعنى بد بندگانى بوده ايد. آقاى شما بيدار است و شما ميخوابيد!

پس غلام همه شب تضرع و زارى مى كرد و چون صبح دميد حال او بگرديد و جان به جان آفرين سپرد. شب وى را در خواب ديدم در قصرى از ياقوت سرخ، بر تختى از زمرد سبز نشسته و چند هزار فرشته در برابر وى صف زده و روى سياه او سفيد چون ماه چهارده شبه شده.

 

منبع: معراج السعادة؛ نقل از كتاب شريف نور مجرد(1)؛  



منبع این نوشته
برچسب ها : گفتم , غلام ,
اشتراک گذاری مطلب

هدف ازدواج

بعضى از نيازهاى ما آدما واقعيين و محصول نوع خلقتمون، اما بعضياشون در گذر زندگي ايجاد شدن و فطرى و واقعي نيستن و اگه نباشن اتفاق عمده اى نمى افته يعنى باعث تغييرات بنيادين در حيات انسان نميشه مثلا اگه امروز برق نباشه، بعضى كارا به هم ميريزه ولى خيلى سريع برميگرديم به عصر نبود برق و خودمون رو با اون شرايط تطبيق ميديم؛

يكي از نيازهاى ما كه واقعىِ و به نوع خلقتمون برميگرده نياز به ارضاء غريزه جنسىِ و از اونجا كه اين قوا رو خداوند بدون غرض در وجود ما قرار نداده بايد ديد هدف از ايجادش چى بوده؟

قواى جنسى محصول وجود دستگاه تناسلىِ كه تأثيرش در تغييرات هرمونى بدن ماست، پس جواب برميگرده به وجود اين دستگاه و خيلى واضحه اين ابزار براى توليد مثل به انسان داه شده كه البته مثل بقيه ابزارهايى كه در اختيار انسانِ بكار بردنش ميتونه همراه با لذت باشه، مثل خوردن غذا كه هدف تجديد قواست اما لذتبخشِ، يا فكر كردن و رسيدن به حل مسائل كه وقتى يه مسأله، حسابى كلافمون كرده و بعد جوابش رو پيدا ميكنيم ميخوايم پرواز كنيم و احساس خيلى خوبى داريم.(اساسا زندگى بر مدار لذتِ حداكثرى ميگرده و اين لذت كجا بدست مياد ان شاءالله بعدا بهش اشاره ميكنيم!)

الغرض: اگه فعاليت جنسى انجام شد و بدون دليل منجر به توليد بچه نشد مثل لقمه اىِ كه طعمش رو چشيدى ولى نبلعيديش يا فكر كردنىِ كه به نتيجه رسيدى ولى عملياتيش نكردى و تأثير خارجى نداشته چون هدف اصلى و نهايى ازدواج كه خواستگاه بروز قواى جنسىِ توليد مثلِ.

با اين توضيحات معلوم ميشه كه ازدواج موقت(زماندار) در حالت عادى و براى كسى كه قادر به ازدواج دائمه (چه زن و چه مرد) مطلوب نيست و بايد همه بفكر ازدواج دائم باشن ميخواد بصورت تك همسرى باشه يا چندهمسرى.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

طرحى براى ازدواج

طبيعت انسان به تصريح فلاسفه بدون در نظر گرفتن نيازهاش اقتضاى جمع گرايى رو نداره اما برا تأمين احتياجات زندگى به سمت تعريف انواع ارتباطات اجتماعى كشيده شده، مثل: قراردادهاى كار و شراكت، انتخاب و دعوت افرادى براى هم سفر شدن، جمع شدن برا همفكرى و هم انديشى و... . يكى ازين روابط رابطه با جنس مخالفِ، خوب حالا اگه از شما بخوان طرحى برا اين ارتباط بديد پيشنهادتون چيه؟

سير فكر كردن من(البته بدون توجه به طراحى مذهب) بصورت فهرست وار اينطوريه:

     - هر كدوم از ما، چه زن و چه مرد ميتونيم با هر چندنفر رابطه بگيريم همونطور كه ميتونيم چندتا شريك كارى داشته باشيم يا چندتا همسفر. پس چندهمسرى چيز عجيب و غريبى نيست.

     - اگه يكى بگه اين زنِ منِ و فقط بايد برا من باشه يا اون مردِ منِ و مال خودمِ؛ بنظرم خيلى خودخواهِ چون قراره زن و مرد نيازهاى همو برطرف كنن كه يا عاطفىِ يا جنسىِ يا احتياج به توليدِ مثل و يا هر چيز ديگه اى اما اين نبايد باعث بردگى بشه.

     - اگه پاى عشق و عاشقى ، دلبستگى و مثل اينا رو پيش بكشه؛ خوب، عشق و عاشقى كه فقط تو ارتباط زن و مرد نيس تازه اگه واقعا باشه(چون عاشق كسىِ كه از فراق معشوق بسوزه و آب بشه و تمام خواسته هاى معشوق از خواسته هاى خودش مهم تر باشه؛ يعنى عاشق همه چيز رو فداى معشوق ميكنه اما كسى كه ميخواد شوهرش يا زنش فقط برا خودش باشه داره اونُ فداى خودش ميكنه و خيال ميكنه كه عاشقِ).

     - هر نيازى كه فكرشُ بكنيم چه عاطفى چه جنسى، چه اينكه هركسى همدمى ميخواد برا درد دل و سبك شدن يا خانوما كسى رو ميخوان كه بهش تكيه كنن، امكانات زندگى رو تأمين كنه و... يا آقايون كسى رو ميخوان كه بهش محبت كنن و اون حس درونى حامى بودنشون رو ابراز كنن، كسى كه محيط آرومى رو برا فراغت از دغدغه هاى جامعه ايجاد كنه و... اينا هيچ كدوم با چندهمسرى منافات نداره.

     - اما توليد مثل كه نياز هر زن ومرد سالمِ تنها مسأله اىِ كه مانع چندهمسرى ميشه اونم فقط برا خانوما نه آقايون چون بالاخره اون بچه حق داره بدونِ بدرش كيه. برا همينِ كه فطرت خانوما با داشتن ارتباط جنسى با چند مرد سازگار نيست و برا همينِ كه مردا نسبت به همسرانشون فطرتا غيرت دارن يا اينكه احكام ازدواج در مورد خانومايى كه سن بارداريشون گذشته متفاوتِ.

      -  ...!؟

اما حرف آخرى كه بايد اول ميگفتم: ما آدما اگه تمام عمرمونم فكر كنيم نميتونيم تمام جوانب احتياجاتمونُ در نظر بگيريم و باز هم چاره اى نداريم الا اينكه بريم درِ خونه اون كسى كه كاتالوگ آدميزاد دستشِ. 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اهميت ازدواج در قوم و آئين يهود

ازدواج و تشکیل خانواده یک فریضه‌ی دینی به شمار می‌آید. در نخستین فرمان از 613 فرمان تورات مقدس، خداوند به آدم «ابوالبشر» فرمان داد كه صاحب اولاد شود تا آن‌ها نام خدا را ذکر کنند. دانشمندان یهود به امر ازدواج اهمیت بسیار می‌دهند و درباره‌ی اجرای آن، تأکید فراوان می‌کنند. در تلمود آمده است: «هر کس زن ندارد از شادمانی و برکت و نیکی محروم است.» در کتاب پیدایش فصل 2 آیه‌‌ی 18 می‌فرماید: «خداوند فرمود خوب نیست که آدم تنها باشد، پس برایش یاری در مقابل او درست کنم». در آیه‌ی 25 هم می‌فرماید: «از این سبب مرد، پدر و مادر خود را ترک کرده به زن خویش می‌پیوندد و یک تن حساب می‌شوند.» بنابراین دانشمندان یهود گفته‌اند هر کس زن ندارد، یک آدم کامل به تمام معنی نیست.

ازدواج یک امر مهم و اساسی است چنان که در میشنا مگیلا آمده است: «انسان مجاز است یک سِفر تورات بفروشد و با پول آن هزینه‌ی ازدواج خود را فراهم سازد، همان طوری که انسان مجاز است برای تحصیل تورات (علم و دانش) نیز به فروش تورات مبادرت کند». مقام و مرتبه‌ی فریضه‌ی زناشویی، بسیار عالی است. اصطلاح معمول برای عقد، کلمه‌ی «قیدوشین» است که معنی آن، تقدیس می‌باشد. با ازدواج، زن و مرد برای یک‌دیگر تقدیس می‌شوند تا مقدس‌ترین هدف زندگی را دنبال کنند. کلمه‌ی قیدوش دلالت بر آن دارد که زن و مرد موظفند دقیق‌ترین نکات عفاف را در زندگی زناشویی رعایت کنند. 

منبع: تارنماى انجمن كليميان تهران



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ازدواج موقت در نگاه دانشمندان غربى (1)

طرح ازدواج موقت توسط «برتراندراسل» فیلسوف و دانشمند انگلیسی در کتاب «امیدهای نو در دنیای متغیر»:
«در عصر حاضر سن ازدواج بدون اختیار به تأخیر می افتد. صد تا دویست سال قبل، تحصیلات دانشجو در هر رشته ای که بود تا 18 سالگی تمام می شد و در این سنّ، از ازدواج برخوردار می گردید، ولی یک دانشجو در عصر حاضر به زحمت می تواند در سنّ 28 سالگی ادعای تخصص در رشته ای را بنماید. بعد از 29 سالگی تازه باید در صدد تهیه شغل برای امرار معاش خود برآید و به زحمت در سن 30 سالگی شاید بتواند ازدواج کند. در نتیجه از سنّ بلوغ تا 30 سالگی، در این 14 سال که سنین بحران و جوانی و نموّ غریزه جنسی، رغبت سرشار به جنس مخالف و سختی و صعوبت مقاومت در برابر تمایلات غریزی است، فترتی حاصل می گردد که در این فترت، جوانان به بهانه تحصیل علم و کسب دانش از بهترین لذایذ عمر محروم می گردند. این زیان را دانش آموزی عصر جدید به آنها وارد آورده و می آورد. در صورتی که در سابق دانشجویان از این زیان در امان بودند. برای جبران این ضرورت و رفع این نقصان چه باید کرد؟ یا باید جوانان را از تحصیل محروم کنیم و یا اینکه به آنها اجازه دهیم که قوای غریزی خود را در مراکز فحشاء مصرف نمایند، که این امر هم مستلزم بروز امراض مقاربتی و شیوع سوزاک و سفلیس و شانکر و عقیمی جوانان خواهد بود و یا اینکه باید در اوایل بلوغ، به جوانان اجازه ازدواج دائم دهیم. این هم با علم به اینکه جوانان، شغلی ندارند و بی پول هستند غیرممکن می باشد. فقط در اینجا یک فرض ممکن است و آن فرض این است که قوانین مدنی برای بخش حساس از عمر، یک نوع ازدواج موقتی را برای دختران و پسران در نظر بگیرد که هم دارای مشکلات ناراحت کننده ازدواج دائم و به دوش کشیدن بار زندگی نباشد و هم دختران و پسران جوان، در پرتو آن، از مفاسد گوناگون و روابط نامشروع جنسی محفوظ بمانند».
راسل اين ازدواج را «شیلدلس ماریاک» ناميده یعنی ازدواج بدون اولاد.
نتيجه اينكه: بشر امروز اگر چه اعتراف نكند اما بى شك نيازمند آموزه هاى مبتنى بر وحىِ اسلام عزيز است.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اهميت ازدواج در مسيحيت

در دين مسيح؛ هفت آيين و شعار شناخته شده است؛ پيروان آن معتقدند که فيوضات خدا از اين هفت طريق به صورت نامرئي به انسان مي رسد و در نجات و تقدس انسان اثر دارد، ازدواج يکي از اين هفت شعار مي باشد .

ازدواج مقدسي که در بين اين هفت شعار شناخته شده است مانند ساير اعمال صرفا عمل تقديسي نيست، بلکه پيمان ميان زن و شوهر و اموري که ازدواج با آنها تکميل شود را نيز شامل مي شود؛ در کتاب مقدس از ازدواج به سرّ عظيم ياد شده است و آن را نمونه اي زميني از يک حقيقت آسماني مي داند؛ سرّ عظيم در واقع همان ارتباط ميان زن و شوهر است .

بر همين اساس ازدواج يک پديده صرفا دنيوي و انساني نيست بلکه يک امر آسماني است و نشانه محبت خداوند به بشريت مي باشد ؛ به همين دليل طلاق و تجديد فراش در اين دين مردود شناخته شده است. چون ازدواج يک پيمان آسماني است قابل نقض و گسستن نيست و طلاق زن و ازدواج مجدد «او»، در حکم زنا مي باشد.

اما با همه ي فضيلتي که در اين دين براي ازدواج ذکر شده است در مرتبه دوم بعد از تجرد قرار مي گيرد.

و اصل بر مجرد بودن است تمام قداست و فضيلت ازدواج براي دفع شهوت و جلوگيري از معصيت است. ازدواج و به خودي خود تقدسي ندارد و تنها وسيله اي براي محفوظ ماندن ازگناه است در صورتي که شخص احتمال ارتکاب حرام را بدهد مستحب مي شود و اگر کسي بتواند شهوت خود را کنترل کند دوري از ازدواج فضيلت بيشتري دارد .

در رساله پولس آمده است که مرد را، نيکو آن است که زن را لمس نکند، لکن براي دوري از زنا مرد، همسر خود را نگه دارد؛ به مجردين و بيوه زنان مي گويم که ايشان را نيکوست که مثل من بمانند و اگر پرهيز ندارند نکاح کنند که از آتش هوس بهتر است.

و همچنين در جايي ديگر مي گويد : شخص مجرد در امور خداوند مي انديشد که چگونه رضامندي خداوند را بجويد و صاحب زن در امور دنيا مي انديشد که چگونه زن خود را خوش سازد.

به همين جهت ، از باب جمع بين ارزش بودن رهبانيت و تجرد و ضرورت حفظ از گناه، ازدواج با يک نفر و نه بيشتر بدون طلاق، مباح دانسته شده است .

برخي مسيحيان معتقدند که ازدواج؛ راه آسان زندگي دنيايي بدون رياضت است و عزوبت، و رياضت دنيوي راه آسان تقرب به خدا مي باشد و مجردين مانند ملائکه مي شوند.

از بين سه فرقه مسيحيت ، پروتستانها, شعائر ديني من جمله، ازدواج را جزء ضمائم گزينشي زندگي مي دانند و؛ برخلاف دو فرقه ديگر که بين آئين دست گذاري[۱]و ازدواج يکي را انتخاب مي کنند آنها بين اين دو شعار تنا قضي نمي ببينند لذا کشيشا نشان ازدواج مي کنند.

در آئين ارتدوکس اگر شخص متأهلي وارد کليسا شد مي تواند کشيش باشد ولي نمي تواند اسقف شود. ولي در فرقه ي کاتوليک به هيچ وجه کشيشها نمي توانند ازدواج کنند.

ويل دورانت معتقد است که اين قانون به خاطر سوء استفاده ي برخي روحانيون مسيحي از موقعيت کليسا وضع شده است و در سه قرن اول کشيشان بعد از ورود به کليسا هم مي توانستند همسران خويش را نگه دارند ولي چون برخي از آنان مرتکب عمل منافي عفت (زنا) بعد از ازدواج مي شدند و همچنين برخي از آنان نذورات کليسا را به نام خود مي زده و به فرزندان خود منتقل مي کردند؛ شورايي از کشيشان در سال ۳۸۶، تجرد کامل کشيشان را توصيه کرد و يک سال بعد فرماني صادر شد که هر کشيشي ازدواج کند و يا زندگي با همسر خود را ادامه دهد خلع لباس خواهد شد.

 

منبع: old.ido.ir



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

تصميم درست

روزها،هفته ها، ماهها و سالها چه زود ميگذره وقتى مدام چشم براه باشى! منتظرى كه شايد امروز تلفن زنگ بخوره و وقتى از مادر ميپرسى كى بود بالاخره اونى باشه كه بتونى بار زندگيت رو دوشش بذارى و تكيه گاهى باشه برا تحمل سختى ها، كسى كه با همه فرق ميكنه وقتى بهت ميگه دوستت دارم!

اما خيلى وقته منتظرى نميدونى كى صداى زنگ تلفن مهربونتر ميشه امروز فردا ... ويا هيچ وقت!!!

آره اگه درست تصميم نگيرى شايد هيچ وقت!



منبع این نوشته
برچسب ها : وقتى ,
اشتراک گذاری مطلب

هر چيزى حساب و كتاب داره

با خودم ميگم چقد خنده دار ميشد اگه آب بجاى اينكه از بالا به پائين مى اومد از پائين به بالا ميرفت، اونوقت لابد ماها بايد تشت رو وارونه ميگرفتيم كه توش آب بمونه يا ليوان رو بالاى پارچ ميگرفتيم تا توش آب بريزيم، تازه وقتي درِ بطرى نوشيدنى رو باز ميكرديم بايد مواظب مى بوديم تو چشممون نپره. واقعا كه هر چيزى تو اين عالم حساب و كتاب داره، اونى كه همه عالم رو آفريده و قبل از نيوتن قانون جاذبه رو ميدونست و ميدونست كه بايد آب از بالا به پائين بره همون خداى بى همتا زن و مرد رو هم آفريد و ميدونست كه هر كدوم برا اينكه به كمال برسن و استعداداشون شكوفا بشه نياز به چه خصوصياتى دارن، حالا فرض كنيد جاى زن و مرد عوض ميشد؛ ارتشيا همه زن مي بودن!، كارگراى ساختمانى، اين پاك بانهاى عزيز كه نيمه هاى شب تو خيابونا مشغول خدمتن همه زن مي بودن (البته اگه اينطوري بود ديگه نه شبا نه روزا خيابونا خلوت نميشد تا بشه تميزشون كرد آخه اون موقع حق حجاب برا آقايون بود نه خانوما، حالا فكرش رو بكن آقايون با حجاب كامل نصف شبام ميان ديدزدن خانوما!!!  )، خلاصه اگه جاها عوض ميشد، به نظرتون با لطافت و ظرافت روحى و جسمى خانوما سازگار بود؟ تازه بعد از دوران باردارى و زايمان به نظرتون بچه ها اگه ميخواستن تو خونه پيش پدراشون بمونن چند سال نسل حضرت آدم ادامه داشت اونم با صبر و تحمل كم آقايون و خشكى و ضمختى رفتارشون؟

تازه با روحياتى كه خانوما دارن اگه همين فردا همه زن و مردا جاشون عوض كنن بعد يه مدتى دوباره صداها بلند ميشه كه تساوى حقوق مي خوايم، ما هم حق داريم تو خونه با بچه هامون باشيم و از مشكلات و سختي هاى كار بيرون راحت بشيم و ازين حرفا؛ امان از دست اين بشر دوپا! بجاى اينكه دنبال استفاده از لحظات زندگيش باشه اونم متناسب با داشته ها و توانائياش همش در حال غر زدنه و آخرشم با اين اوضاع هيچ وقت راضى نميشه!



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

مُطربه اى كه عاشق شد!

سرىّ سقطىّ گوید- رحمه اللّه تعالى- که: «شبى خوابم نیامد و قلق و اضطرابى عجب داشتم، چنانکه از تهجّد محروم ماندم. چون نماز بامداد کردم، بیرون رفتم و به هرجا که گمان مى ‏بردم که شاید آنجا از آن اضطراب تسکینى شود گذر کردم، هیچ سودى نداشت. آخر گفتم:

به بیمارستان بگذرم و اهل ابتلا را ببینم، باشد که بترسم و منزجر شوم. چون به بیمارستان درآمدم، دل من بگشاد و سینه من منشرح شد. ناگاه کنیزکى دیدم بسیار تازه و پاکیزه، جامه‏هاى فاخر پوشیده، بویى خوش از وى به مشام من رسید. منظرى زیبا و جمالى نیکو داشت، و به هر دو پاى و هر دو دست دربند بود. چون مرا دید، چشمها پرآب کرد و شعرى چند بخواند.

صاحب بیمارستان را گفتم:این کیست؟ گفت: کنیزکى است دیوانه شده. خواجه وى وى را بند کرده مگر باصلاح آید. چون سخن صاحب بیمارستان شنید، گریه در گلوى وى گره شد. بعد از آن این ابیات خواندن گرفت:

معشر النّاس ما جُنِنتُ و لکن               أنا سَکرانةٌ و قلبی صاحِ

اى مردم! من ديوانه نگشته ام و ليكن مست محبتم و قلبم هوشيار است.

أَغَللتم یدى و لَم ءَاتِ ذنباً                     غیرَ جهدى فى حبّه و افتضاحی

آيا دست مرا به غل و زنجير بسته ايد با اينكه جز گرفتارى محبت او و رسوايى در آن گناهى از من سر نزده است؟!

أنا مفتونة بحبّ حبیب                          لست أبغى عن بابه من براح

من دلباخته محبت محبوبى مي باشم كه نمى خواهم از آستانه او جدا گردم.

فصلاحى الّذى زعمتم فسادى                و فسادى الّذى زعمتم صلاحى

آنچه را شما صلاح من پنداشتيد، فساد من است و آن چه را فساد من شمرديد، صلاح من مى باشد.

ما على من أحبّ مولى الموالى‏              و ارتضاه لنفسه من جناح

هر كسى كه محب مولاى مولايمان بوده و او را بر ديگران ترجيح داده باشد و بهر خود پسنديده باشد، هيچ عيب و ايرادى بر او نيست. 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

تصميم درست

روزها،هفته ها، ماهها و سالها چه زود ميگذره وقتى مدام چشم براه باشى! منتظرى كه شايد امروز تلفن زنگ بخوره و وقتى از مادر ميپرسى كى بود بالاخره اونى باشه كه بتونى بار زندگيت رو دوشش بذارى و تكيه گاهى باشه برا تحمل سختى ها، كسى كه با همه فرق ميكنه وقتى بهت ميگه دوستت دارم!

اما خيلى وقته منتظرى نميدونى كى صداى زنگ تلفن مهربونتر ميشه امروز فردا ... ويا هيچ وقت!!!

آره اگه درست تصميم نگيرى شايد هيچ وقت!



منبع این نوشته
برچسب ها : وقتى ,
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است